أحمد بن أعثم الكوفي ( مترجم : مستوفى )
161
الفتوح ( فارسي )
( 1 ) و آن ولايت را فتح كنند . لشكر او بدان نواحى رفتند و بيشتر اين نواحى به دست ايشان فتح شد . 5 . فتح بيت المقدّس و رفتن عمر به آنجا امير المؤمنين عمر ( رضى ) بعد از صدور فرمان بناى شهر كوفه ، نامه نوشت به أبو عبيده جرّاح و او را فرمود كه به بيت المقدّس رود و با ساكنان آن ناحيت جنگ كند تا مسلمانى گيرند يا گزيت بر گردن نهند . چون نامهء عمر به أبو عبيده رسيد ، سعيد بن زيد بن عمرو بن نفيل را بخواند و او را بر دمشق نايب خويشتن گردانيد و خود از آنجا با لشكر خويش به جانب اردن برفت . ( 174 ) چون آنجا رسيد نزول نمود و نامهاى نوشت به اهل بيت المقدّس بر اين مضمون : اين نامهاى است از أبو عبيده با اهل ايلياء ( 175 ) و مهتران آنجا و سلام مىگويد كسى را كه متابعت كند راه راست را و ايمان آورد به خداى تعالى . بعد از آن مىخوانم شما را به اسلام . از كفر دور شويد و راه راست پيش گيريد . شهادت بگوييد و به پروردگار اقرار آريد و محمّد ( ص ) را پيغمبر بر حقّ شماريد و كتاب او را كلام خداى دانيد . چون بر اين جمله ايمان آورديد و گواهى داديد ، شما برادران ما باشيد در دين و شريكان باشيد در ثواب و خون و مال شما بر ما حرام باشد . اگر چنين نگوييد و ايمان نياوريد ، لشكرى را بر سر شما خواهم آورد كه شهادت در راه حقّ را دوستتر دارند از آنكه شما خوردن خمر و گوشت حرام [ را ] دوست داريد . از شما بازنگردم تا آن وقت كه مردان شما را نكشم ، زنان و فرزندان شما را برده نگيرم و اموال شما را به غارت نبرم . از اين هر دو هر كدام كه خواهيد اختيار كنيد . چون نامه به اهل ايلياء [ 145 ] رسيد ، برخواندند و بر مضمون آن واقف گشتند ، اجابت نكردند و ايمان نياوردند . أبو عبيده بر آن سمت حركت كرد تا لشكر نزديك حصار ايلياء فرود آمد . اهل ايلياء به جنگ بيرون آمدند و با لشكر اسلام جنگ در پيوستند . جنگهاى
--> [ ( 145 ) ] خ . ت . ل : ايلياد .